تبليغاتX

طراحی سایت

قالب وبلاگ

تقدیم به آنانی که منتظر دیگران نمیمانند

طراحی سایت


تقدیم به آنانی که منتظر دیگران نمیمانند
 
معلم راز Secret Teacher
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 بهمن1388 توسط حمیدرضا خوشنویس
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 شهریور1388 توسط حمیدرضا خوشنویس
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 تیر1388 توسط حمیدرضا خوشنویس

فهم عاشقانه هستی

در زندگی ،لحظه هایی را به خود اختصاص دهیم،هیاهوی ذهنمان را فرو بنشانیم،زنگارها را از دل بزداییم و به مراقبه بپردازیم شاید در میان صورتها و صورتک ها ،گمشده خویش ،یعنی سیمای راستین مان را پیدا کنیم.

زندگی هیچ گاه به بن بست نمیرسد.

کافیست چشم باز کنیم وراههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم.

خدا که باشد ،

هرمعجزه ای ممکن میگردد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 تیر1388 توسط حمیدرضا خوشنویس

عشق

علت عاشق ز علتها جداست    

           عشق اسطرلاب اسرار خداست

عاشقی گر زین سر و گر زان سر است   

                   عاقبت ما را بدان سر رهبر است

هرچه گویم عشق را شرح و بیان

                چون به عشق آیم.خجل باشم از آن

گرچه تفسیر زبان روشن گر است

               لیک.عشق بی زبان روشن تر است

چون قلم.اندر نوشتن می شتافت

               چون به عشق آمد.قلم بر خو شکافت

عقل.در شرحش چو خر در گل بخفت

             شرح عشق و عاشقی هم.عشق گفت

عشق حقیقت است.عشق نور است.و هنگامی که عشق را به خانه می آوری ،تمامی سایه ها و اشباح رنگ میبازند.هرتلاشی برای نابود ساختن سایه ها و اشباح بیهوده است .هرتلاشی برای سرکوبی نفس بیهوده است.

عشق را بروز بده!هرکاری که میکنی باید حاکی از عشق تو باشد.هرکلمه ای که برزبان جاری می سازی باید سرشار از عشق باشد.هرکاری که میکنی باید بر یک چیز و تنها یک چیز تاکید کند:عشق ،عشق،عشق.

آنگاه روزی فرا خواهد رسید که دیگر از تو در تو نشانی نمانده است ؛تو نیستی و به جای تو خدا نشسته است.

عشق از آن دسته کلماتی است که حضرت مولانا میفرماید. مردم اندر درک آن فهم درست!


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 تیر1388 توسط حمیدرضا خوشنویس

عشق و منطق

سمت و سوی زندگیت را باید دگرگون کنی

از فکر به احساس .........از منطق به عشق..........و از قیاس به نغمه ای دلکش و عاشقانه.

این کاری ممکن است و شدنی است.زیرا نغمه و آواز و ترانه به دلهای ما نزدیک تر است تا فکر.

رابطه نغمه و دل،رابطه طبیعی است. بدیهی است عشق برای دل ،طبیعی تراز منطق است.

منطق را می آموزند اما عشق آمدنی است نه آموختنی.

عاشقی نه به کسب است و نه به اختیار.

عشق سرشت و سرنوشت ماست.

منطق اختراع اجتماع است.

عشق موهبتی الهی است.این موهبت رسیده از میراث فطرت ماست.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 تیر1388 توسط حمیدرضا خوشنویس

رحمت

همه در جستجوی رحمت اند: حالتی از صفا که هیچ چیز آن را نمی آشوبد ،حالتی از سکوت که از جنس جذبه است و از اضطراب خالیست.رحمت این است :وجد و سروری خالی از اضطراب.

اضطراب تورا از آنچه که داری ملول میکند.هرنوع اضطرابی ملال آورست .حتی عشق که مضطرب است،آلوده به ملالت و خستگی ست.رحمت ،آلوده به اضطراب نیست.زیرا جاودانه است. رحمت آرامش و سکون است ؛سکوتی ژرف است.

حتی یک موج کوچک اضطراب نیز رحمت را نمی لرزاند .رحمت شور زندگی است به خانه رسیدن است.در رحمت، ارزش های زیباشناسانه ی زنانه هست.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 تیر1388 توسط حمیدرضا خوشنویس

زندگی را به رقص در آور

عشق یعنی فراموش کردن خود در معشوق.

ماهیت عشق،خود فراموشی است.

ترک مصلحت خویشتن است.

غرق شدن است چنان که فقط معشوق میماند و بس.

راه عشق ،راه فناست.

عاشق باید هنر محو شدن را بیاموزد.

او باید از اوصاف بشر بمیرد،تا اسرار عشق الهی اورا بر سر نهد و امواج عنایت دم به دم معشوق اورا باخود ببرد.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 تیر1388 توسط حمیدرضا خوشنویس

دوستی با هستی

هیچ چیز برتر از دوستی با هستی نیست. این دوستی ،پاک ترین شکل عشق است. عشق گاهی به شهوت آلوده میشود.گاهی به تمایلات و مصلحت ها آلوده می شود.گاهی به توقع و چشمداشت آلوده می شود.در عشق رد پایی از بیولوژی دیده میشود.عشق گاهی بر زمین می خزدو جامه ی دنیا را بر تن میکند.اما دوستی به هیچ کدام اینها آلوده نیست.دوست داشتن از عشق برتر است.

در دوستی چشمداشتی نیست .تمایلی نیست ؛در دوستی ،دوست برای نفس لذت و مستی بخشیدن ، میبخشد. عشق گاهی حسود میشود اما دوستی حسود نیست.تو حق نداری بیش از یک معشوق داشته باشی ، اما میتوانی دوستان زیادی داشته باشی.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 تیر1388 توسط حمیدرضا خوشنویس

شیوه زیستن

شجاعت آن نیست که از آدمهای شجاع تقلید کنی،

بلکه آن است که به شیوه خود زندگی کنی

و بهای آن را نیز بپردازی.

حتی اگر بهای به شیوه خود زیستن ،خود زندگی باشد،باز ارزش آن را دارد.

زیرا در چنین شیوه ی زیستن است که روح به دنیا می آید .

هنگامی که کسی آماده است تا برای چیزی بمیرد،همین آمادگی و شور اوست که اورا دوباره متولد میکند.

اگردراین آمادگی رنجی نهفته است،رنج زایمان است.

به شیوه ی خویش زیستن،شجاعت میخواهد ،دل و جرات میخواهد.

به شیوه خود زندگی کن؛

شبیه خودت باش و بس.

نگران عوام نصیحت گو مباش .

زندگی خودرا ترسیم کن.

از روی نقش کهنه ی دیگران نقاشی نکن.

خلاق باش.

اگرهم در شیوه خود بر خطا باشی ،

بهتر ازآن است که دیگران به جای تو زندگی کنند

و تو بر صواب باشی .

زیرا کسی که به شیوه ی دیگران زندگی میکند

و بر صواب است

زندگی را به بطالت میگذارند.

کسی که به شیوه ی خود زندگی میکند،و بر خطاست،

بلاخره دیر یا زود از خطای خویش درس خواهد گرفت.

او خطای خویش را دستمایه ی تجربه ای تازه خواهد کردوبا تجربه های خویشتن ،خواهد بالید.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 تیر1388 توسط حمیدرضا خوشنویس

ارباب وجود

"کلید مراقبه یک چیز است: نفس را کنار بگذار"

"لحظه ای که نفس را کنار بگذاری ، ارباب وجود خود میشوی."

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک